ماجرای جالب عاشق شدن بهرام افشاری از زبان خودش در برنامه دورهمی | فیلم

بهرام افشاری درباره اینکه چرا ازدواج نکرده، هم اینگونه توضیح داد: هنوز به بلوغ ازدواج نرسیده ام. راحت بگویم من هنوز معنای زندگی مشترک را نفهمیده ام؛ من بچه طلاق هستم و در زندگی بودم که فقط مرد بوده و بودن مادر و بودن نیرویی به اسم زن در زندگی را آن هم در دورانی که به دنبال کشف و شهود بودم، حس نکردم. برای همین هنوز به این تصمیم نرسیدم که ازدواج کنم.

وی در ادامه خاطره جالب عاشق شدنش را تعریف کرد و لحظات خوشی را برای مخاطبان رقم زد. وی در این باره گفت: من زمانی که هنرستان می رفتم یک مدرسه دخترانه هم پایین مدرسه ما بود؛ آنجا به دختری که همیشه از جلوی مدرسه ما با اتوبوس رد می شد، علاقه مند شدم و به هم لبخند می زدیم. تا اینکه یک روز به او لبخند زدم و او گفت: خفه شو دهنتو ببند! و من بسیار ناراحت شدم. به خانه رفتم و آهنگ های غمگین گوش کردم. تا اینکه فردای آن روز دوباره دختره را دیدم که به من لبخند زدم. من واقعاً متعجب بودم از این رفتار دوگانه! بعداً متوجه شدم آنها دو خواهر دوقلو هستند! مدتی گذشت؛ یک روز سرویس ما خراب شد و قرار شد دخترها و پسرهای هنرستان با هم در یک سرویس به جایی بروند. من از فرصت استفاده کردم و بلافاصله سوار سرویس شدم و در بهترین جای ممکن که نزدیک آن دختر خانم باشم، نشستم. یهو خواهرش رو به راننده کرد و گفت: آقای راننده این پسره مزاحم ما شده! خلاصه راننده درها را بست و من نه راه پس داشتم و نه پیش. من را بردند دم کلانتری و به شکل خوبی ماموران من را هدایت کردند!

مهران مدیری بعد از شنیدن قصه عاشقی افشاری گفت: این جالب‌ترین جریان عاشق شدنی بود که تا به حال در دورهمی شنیده ام (خنده)

(۱)