خاطره جالب هادی حجازی فر از دوران دانشجویی | فیلم

هادی حجازی فر با اشاره به خاطرات خوب دوران دانشجویی خود در کوی دانشگاه بیان کرد: خوابگاه ما در انتهای امیرآباد پدیده‌ای برای خودش بود. ما معمولا اجرا داشتیم و بیشتر شب ها بیدار بودیم و بعد از اجرا می‌خوابیدیم.

یک شب از خواب بیدار شدم و نمی‌دانستم چند ساعت است خوابیدم؛ به شدت گرسنه بودم و فقط یک تخم مرغ داشتم. آن را برداشتم و رفتم اتاق به اتاق دنبال ظرف تمیز گشتم. آخر سر یک ماهیتابه پیدا کردم؛ یکی از دوستانم که تازه فارغ از عشق شده بود، با من شوخی کرد و من که اصلاً جنبه شوخی نداشتم، بهم برخورد.

خواستم او را بترسانم و مثلا ماهیتابه را سمت او پرت کنم؛ اما یهو دیدم که فقط دسته ماهیتابه مانده و خودش پرت شد توی صورت دوستم. و ….

(۱۰۲)


102
بازدیدها